دیدن کلیت و تضاد اصلی

فرح نوتاش ـ 20 .07. 2026

از شناخت واقعیت تا تشخیص وظیفۀ تاریخی – محمد حقیقت – مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم

تصور می شود، مسئله ای که ایشان را وادار به نوشتن این مطلب کرده، تفهیم معضل ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل به عنوان تضاد اصلی است. همچنانکه محور مقاومتی ها همواره این تضاد را به عنوان تضاد اصلی دیده و معتقد اند که تضاد های دیگر مردم با رژیم ملا، از تضاد های فرعی اند و باید با اصلاحات حل شوند.

دراین مقاله به درستی صحبت از دیدن تضاد ها در کلیت می شود. از این رو باید تضاد اصلی در خصوص ایران نیز در کلیت جهانی دیده و ارزیابی شود.

ایران اولین کشوری است که در نشست گوادلپ سپتامبر 1979، با دعوت جیمی کارتر، رئیس‌جمهور آمریکا، و شرکت جیمز کالاهان، نخست‌وزیر انگلستان، ژیسکاردستن، رئیس‌جمهور فرانسه، هلموت اشمیت، صدراعظم آلمان غربی، تصمیم به انتقال حکومت از شاه به حاکمیت مذهبی گرفته شد.

انتقال؟… بله . چون کارتر مستقیمن به شاه گفت، برو، ما دیگر از تو حمایت نمی کنیم. شاه در کتاب خود اقرار کرده است. من نمی فهمم ؟ من هر کاری که آنان خواستم

انجام دادم! پس چرا؟

چون او نمی دانست اجرای تئوری کمربند سبز به دور کرۀ زمین، ربطی به خدمت یا عدم خدمت او نداشته است.

درست است که بیشتر مردم به خاطر نارضایتی های موجود در زمان شاه، برای استقلال، آزادی و عدالت اجتمایی به خیابان آمدند، ولی بسیاری نیز از طریق ملایان سراسر کشور، به شرکت در این تظاهرات به عنوان واجب شرعی بسیج شده بودند.

( سوالی که من در روز 17 شهریور 1357 از روستائیان در میدان ژاله کردم؟ چرا آمده اید؟ زنان از روستای شهریار، با چادر سیاه، گفتند، ملای ده مان گفته است که ، شرکت در این تظاهرات واجب شرعی است.) البته تمام احزاب و سازمان ها شرکت داشتند. در مبارزات مسلحانه و اعتصابات کارگران نفت، چپ ایران نیز شدیدن فعال بود. ولی رهبری تظاهرات دست مذهبیون بود. و امروز که با دقت به گذشته می نگرم، انقلابی مهندسی شده ، و فریب بزرگ را ، به وضوح می بینم. 

و انتقال حاکمیت ، با اعلان مستقیم آمریکا به شاه، ما دیگر از تو حمایت نمی کنیم، و دستور به عدم مقاومت ارتش ، و شعار ارتش برادر ماست، خمینی رهبر ماست، با رفتن شاه و آوردن روح اله خمینی، که در نوفل لوشاتو مهمان دولت فرانسه بود، با ایران ایر، به تهران  صورت گرفت.

مردم آمریکا، بار ها جیمی کارتر را به دلیل این انتقال حاکمیت توبیخ کرده اند. و او اقرار کرده است : در نشست گوادلپ، نخست وزیر انگلیس گفت که با مذهبیونی در ایران روابطی دارد، و ما هم قبول کردیم! ولی او از گفتن حقیقت، که پیاده کردن تز کمر بند سبز برژینسکی برای دادن شانس دوم به بقای امپریالیسم بوده، طفره رفته است. 

از آن زمان قریب به نیم قرن گذشته است. و جهان شاهد فروپاشیدن حاکمیت هایی مترقی تری در جهان، به دست حاکمیت های مذهبی کنونیشان بوده است. سه کشور افغانستان، عراق و سوریه ، از همان ممالک هستند که با حرج و مرج گسترده و روئیدن انواع اسلامیست های رنگارنگ، از تولیدات انگلیس و آمریکا، روبرو شده اند ، تا به مرحلۀ کنونی رسید.

روح اله خمینی ، از بدو ورود به ایران، اعلان کرد: ما انقلابمان را صادر می کنیم.

و این صدور از عراق و افغانستان شروع شد.

رژیم ملا پا به پای آمریکا، و نیابتی هایش در افغانستان ، در سرنگونی حاکمیت سوسیالیستی افغانستان نقش داشت.

رژیم ملا توسط  نیابتی های انگلیس در عراق، آیت اله حکیم و شرکاء ، در خرابکاری در عراق نقش داشت و علت اصلی حملۀ صدام به ایران ، دخالت ملا در امور داخلی عراق بود. ولی بدون اشاره ای به دخالت های ملا در عراق، عراق در جنگ متجاوز شناخته شد! 

رژیم ملا در ایجاد حرج و مرج نیم قرنی در عراق، ایجاد حشدالشعبی و جهادی ها، در تحمیق مردم عراق، با فرستادن بقعه های طلا، هزینۀ میلیلارد ها دلاری ارز ایران، برای باز سازی مقبره های امامان شیعی در عراق و زینبیه در سوریه ، و سعی در حجتیه ای کردن علوی های سوریه، تحت نام شیعه، فعال بوده است. بشار اسد مانع تغییر مذهب علوی ها به شیعه توسط  ملایان ایران شد.

ملا از آفریقا تا آمریکای لاتین، از شرق تا غرب همه جا دفتر زد و با نام شیعه، و تحت نظر سازمان انگلیسی حجتیه و امروزی جبهۀ پایداری، فعالیت شدید خود را شروع کرد. وقتی می گوییم حجتیه، این بدان معنا نیست که دیگر مذهبیون مطهرند! خیرا، آنان برای ماندگاری و کسب کیسه های پر از پول و امکانات، در نوکری حجتیه، گوی سبقت را از اعضاء حجتیه ربوده اند. نگاه به شکل و شمایل دکتر مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران بکنید!

گشاده دستی ملا، با ارز مردم ایران، از سفارت بوسنی هرزه گوین، تا خاور دور، همه از خیرات پول از طرف رژیم ملا، بین زنان، برای روسری سر کردن خبر می دادند. تا جایی که، قاتلان پاسدار در تظاهرات مردم ایران، برای امان از انتقام مردم، به راحتی به آمریکای لاتین منتقل می شدند! خبر دامادی محمود احمدی نژاد با خواهر هوگوچاوز ، نقل هر مجلس بود! ایجاد بیمارستان ها در ممالک دیگر، نه برای اهداف انسانی، فقط برای صدور این انقلاب انجام می شد. کیسه پر پول ملا و بخشش به خروار ، آن را در همه جا حتا کوبا، مقبول می کرد. جاییکه زن رئیسی جرات می کرد در کوبا ، بگوید، زنان لازم نیست زیاد هم تحصیل بکنند، فقط زن باشند!

حال ببینیم دستاورد ها و اهداف این انقلاب که برای صدور آن، پنجاه سال، دارایی مردم ایران هزینه شده است، و سه نسل در آتش فقر سیاه سوخت چه بوده است؟ البته همه شاهد و ناظر برعملکرد و نتیجه ها بوده اند. با مختصر اشاره،

روح اله خمینی در بدو کار گفت. ما کوخ نشینان را به کاخ نشینان ترجیح می دهیم.

و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

ولی در زمان حیات او چه رویدادهای مهمی علیه کوخ نشینان انجام شد؟

ـ     در مجلس موسسان، ولایت فقیه،( دقیقا سلطنت دیکتاتوری ملا) تصویب شد. و سیستم امپریالیستی و دیکتاتوری استعماری انگلیس پایه ریزی شد. و مجلس های ملا نشین و شورای نگهبان تصویب شدند. و روح اله خمینی مانع این کارها نشد.

ـ      اطاق بازرگانی به برادران آنوسی اسگر اولادی مسلمان سپرده شد.

ـ      خانۀ کارگر ضد کارگر بنا شد و فعالیت های ضد کوخ نشینان آغاز شد.

ـ      انقلاب با پول ملت ایران صادر شد. و این آغاز خرابی در جهان توسط ملا بود.

سه ملا، به نام های بهشتی، رفسنجانی و خامنه ای، مخ خمینی را بکار می گرفتند.

بهشتی در بمب گذاری حزب جمهوری کشته شد. در حالی که رفسنجانی از آن جان سالم بدر برد ! و خامنه ای در کودتای رفسنجانی به امید اینکه از رفسنجانی حرف شنوی داشته باشد، به مقام رهبری رسید.

رفسنجانی برای ایجاد یک طبقه اشراف، اموال ملی را به سپاه پاسداران سپرد.

سپاه با رانت خواری کمر تولید داخلی را شکست. و کارگر ایرانی را از زندگی محروم کرد. رژیم ملا با خصوصی سازی و بخشیدن اموال ملی به خودی ها با مختصر قیمت، هر آنچه را که کارگران در مبارزات بدست آورده بودند، از آنان گرفت.

با صادرات مواد خام ، پا بر نهال تولیدات مردم ایران نهاد. این رژیم نه برای ارتقاء اقتصاد و تحصیل و بهداشت و بیمه همگانی و بازنشستگی مردم ، فقط  برای سر کوب ملت ایران و در شیشه کردن خون زحمتکشان ایران فعال بود. نیم قرن معترضان را زندانی کرد و کشت. دیکتاتوری استعماری انگلیسی این رژیم ، مانع از فعالیت هر حزب و تشکل سیاسی بود.  و همواره در صدر لیست کشتار مردم کشور در جهان بود.

ایدئولووژی صادراتی ، با انواع سفرهای گسترده به مناسبت های مختلف، تحت ولایت مطلقه فقیه، که به شکل هرم، برای ارتباط مستقیم با امپریالیسم انگلیس ایجاد شده بود، با نام امت، مسلمانان کشورهای جهان را، به دورِ سفرۀ گستردۀ صادراتی ایران جمع می کرد. که علت دیگری، جز گسترش مستعمرات انگلیس تحت ولایت فقیه نوکر نداشت. مبارزه در راه  فلسطین ، نه برای آزادی فلسطین، برای زنده کردن استعمار انگلیس بر نفت و گاز فلسطین بود. و اگر غیر از این بود، با تاسیس حماس ، به تارو مار کردن سازمان های اصیل فلسطین اقدام نمی کرد.

سید علی خامنه ای پرچمدار حجتیه بود. و حاجتش را در چاه جمکران می گرفت!

روح اله خمینی گفت، من اورا بزرگ کرده ام!

حجتیه در زمان روح اله خمینی، ممنوع بود ، ولی با سر کار آمدن سیدعلی خامنه ای ، ریشه به سراسر ایران دواند. و هزاران هزار امام زاده برای تحمیق توده های ایران در سراسر کوره راه های ایران ساخته شد. سید علی خامنه ای ایجاد حاکمیت هزاران ساله را اعلان کرده بود. میلیون ها طلبه بورسیه از ممالک جهان، با بورس اهدایی ایران ، در قم ، آمادۀ شستشوی مغزی مردم کشورهای  جنوب می شدند و به کشور هایشان باز می گشتند. و هزاران هزار نکات وحشتناک دیگر…

آیا این همه ،  برای محور مقاومت معنایی می تواند داشته باشد؟ این کلیت نابود کنندۀ جهان جنوب، با طرح امپریالیست های انگلیس وآمریکا و توسط ملایان ایران انجام می شد. و حزب کمونیست آتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در زمان گور باچف ، که نوکر مستقیم آمریکا بود، دست دوستی بسوی این رژیم وابسته به انگلیس و نوکر آمریکا، دراز کرد. و وجود ملایان انگلیسی را در منطقه غنیمت شمرد!

و کشور های روسیه و چین، این ملایان انگلیسی را به جرگه کشور های عضو اتحادیه بریکس و شانگهای راه می دهند و خواهان بهره برداری از وجود این عناصر امپریالیستی ، برای چند قطبی کردن جهان هستند. البته اردوغان ناتو هم عضو است!

آیا می توان چشم بر ترویج گستردۀ افکار استعماری در جهان از طریق مذهب بست؟!  و این رژیم را ضد امپریالیست خواند؟! این بخشی از کلیت مهم جهانی که محور مقاومتی ها از آن همواره با چشمانی بسته می گذرند. هنوز صحبت از دزدی ها و انتقال ارز ایران به کشور های مستعمرات انگلیس نکرده ایم!

نیازی نیست به خودتان زحمت مطالعه بدهید، و آمار مستعمرات نوین انگلیس را از کشورهای تحت سازمان حجتیه در آفریقا و آسیا و اقصا نقاط جهان بررسی کنید. فقط نگاه به همین اروپا کنید. نیمی از سکنه آن با حجاب وروبنده وریش و شلیته و تونبان،

که گه گاه چند جهود را در اینجا و آنجا ترور می کنند، بازتاب ظاهری گسترش مذاهب تحت سلطۀ امپریالیسم تحت نقاب اسلام است. از ایس ایس گرفته تا حجتیه. همه دفتر و مرکز نشر و پول هنگفت برای عضو گیری از میان جوانان خام خانواده های مسلمان، برای پیش برد اهداف امپریالیستی ، زیر نقاب رفتن به بهشت را دارند. و این خواب ابدی را، بیداری مسلمانان نام داده اند!  در ایران، مردمی که با عملکرد مستقیم حاکمیت روبرو هستند، متوجه قلابی بودن حجاب برای پوششش دزدی ها ، شده اند.

اسلامی کردن جهان جنوب،نه برای نجات مردم جنوب، صرفن برای طولانی تر کردن عمر امپریالیست ها و ایجاد فاصله، بین شمال و جنوب بوده است. حال این اسلامیست حجتیه وابسته به انگلیس، که برای عقب نگه داشتن ملل تدارک دیده شده بودند، استخوان گلوی رقیب انگلیس ، که آمریکا و اسرائیل باشد شده است.

ولی این بدان معنا نیست، که خواهان آزادی برای ملت فلسطین اند. نگاه به زنان فلسطینی بکنید. حجابشان، نشان از، دست استعمار انگلیس بر سر ملت فلسطین است .

بله، تضاد اصلی در تمام جهان، با امپریالیست ها است.

و این که در ایران نوکران انگلیس با آمریکا در جنگند، بدان معنا نیست، که امپریالیسم انگلیس، و اقمارش، جزو امپریالیست ها نیستند. و مردم باید از امپریالیست های انگلیس در مقابل امپریالیست آمریکا دفاع بکنند. این رژیم، که آزادی احزاب و مبارزات طبقاتی را بشدت منع می کند و خواهان گرسنگی دائم طبقه کارگر است، و این همه ظلم را زیر نقاب حجاب مخفی می کند، بهتر از آمریکا که نیست هیچ، موذی تر و پلید تر نیز هست.

تضاد اصلی ملت ایران با رژیم ملا و آمریکا بطور قطع همسان است. آمریکا و ملا، هر دو علیه طبقه کارگر، زنان، کودکان، و دشمن روشنفکران ایرانند. در هر دو رژیم شاه و ملا ، زندان ها پر، و سلاخی و اعدام بر پا بود. البته و صد البته در رژیم ملا صد برابربیشتر شده است.

محور مقاومتی ها، چطور در کلیت، به این همه ملل دیگر که توسط این رژیم نابکار، شستشوی مغزی می شود و به عقب رانده می شود، اشاره ای نمی کند؟

پس عشق و باور انترناسیونالیستی را باید در کجا دید و جستجو کرد؟

چطور خود را با این ضایعه عظیم جهانی وفق می دهند؟

چه عاملی باعث بی تفاوتی آنان نسبت به سیاست عقب بردن ملل توسط ملایان امپریالیست ها می شود؟ در کجای مارکسیسم، قربانی کردن ملل، برای چند قطبی کردن نظام امپریالیستی توصیه شده است؟ جهان چند قطبی بود. چرا با پریدن به دامن

امپریالیست ها یک قطبی اش کردند؟  

ملایان اهرم عقب بردن ملل جنوب، در جهت خواست امپریالیست انگلیس هستند. ملایان نیابتی های انگلیس هستند. ملایان سیری ناپذیر اند. و ایران نومستعمرۀ انگلیس است.

جبهۀ مردم برای نجات ایران، خط سوم ، نه آمریکاـ نه ملا،

فریاد راستین ضد امپریالیست جهانی ست، که خواهان سرنگونی استعمار گران انگلیس، در ایران، تحت نقاب دروغین ، امام دوازد هم، گرفته شده از استوره گات های  آئین زرتشت در تدوین مذهب شیعه در اردبیل، برای مقابله با استیلای عثمانی بر ایران است.

و حال آن استوره زرتشتی را انگلیس می خواهد به عنوان یک واقعیت، در شبح مجتبی خامنه ای دمیده و از طریق ملایان حجتیه، دوباره به خورد مردم ایران بدهد! از این رو

هشدار جدی برای فریب نخوردن با ظهور امام دوازدهم در قالب مجتبا می شود. 

کمونیست های ایران، مسئول دفاع از منویات و اهداف هیچ رژیم سرمایه داری در جهان نیستند. و هرگز دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی ، در هیچ جا، برای چند قطبی شدن جهان سرمایه داری، ملتی را قربانی نمی کند.

www.farah-notash.com/womens-power

www.farah-notash.com

Women’s Power

و جوابی به چند مقالۀ قبل:

جدایی مارکسیست های اروپایی از لنینیسم، مربوط به جنگ جهانی دوم و آزادی خواهی وعلیه دیکتاتوری استالین نمی شود.

کال مارکس خواهان انقلاب کمونیستی در اروپای متحد بود.

در جنگ جهانی اول  1917، لنین پیشنهاد اتحاد تمام کمونیست ها و سوسیالیست های اروپا را علیه جنگ ودولت های بورژوازی شرکت کننده داد، و خواست که همه احزاب اروپایی برای انقلاب کمونیستی اروپا، همچنانکه مارکس خواسته بود، با هم متحد شوند. 

ولی احزاب چپ اروپایی، با هواداری از کارل کائوتسکی، (لنین: کائوتسکی مرتد) رهبر حزب سوسیال دموکرات آلمان، که پیرو ادوارد  برن اشتاین، منتقد کارل مارکس و انقلاب بود، و خواهان همکاری با لیبرال ها، و چون کارل پوپر اتریشی، خواهان اصلاحات قطره ای، و هر دو ( جهود)، راهشان را از لنین جدا کردند. و از دولت های بورژوازی در جنگشان دفاع کردند.

لنین انقلاب روسیه را به تنهایی آغاز کرد و پیروز شد. و جهان را تغییر داد.

بورژوازی اروپا، از ترس انقلابات کمونیستی، شروع به اصلاحات کردند. و الا هرگز به دادن کوچکترین امکان زندگی به طبقه کارگر نبودند. هر آنچه که در اروپا به نفع طبقه کارگر و عموم مردم وجود دارد، به دلیل پی لرزه های انقلاب کمونیستی در روسیه است.

مردم جهان جنوب، چون توسط کشور های شمال استعمار می شوند، مجبورند لنینسم را بیاموزند.

کشورهای اروپایی چون تحت استعمار نیستند، احزاب چپ شان دیکتاتوری استعماری را تجربه نکرده اند. و با لنینیسم بیگانه اند.

Comments are closed.