جواب به
بیانیه تحلیلی مجامع اسلامی ایرانیان در باره اعتراضات اخیر و
هشداری نسبت به ایجاد چرخه خشونت

جواب فرح نوتاش 10.01.2026
هموطنان
آمریکا به ریاست دونالد ترامپ، بااستفاده اززور و قدرت نظامی-اقتصادی با خشونتی عریان، بنا دارد امپریالیسم نو و «نظم» جدیدی را برجهان تحمیل نماید.
ج « ترامپ همان استراتژی جهان خواران صهیونیست آمریکا را ، با همان سبکی که در دوسال گذشته در فلسطین توسط نتان یاهو اجرا شده، دارد دنبال می کند. ترامپ ظاهرا فاشیست است. و این برای پنهان کاری صهیونیست ها ، به لحاظ مقصر جلوه دادن او، و منزه جلوه دادن خودشان ، الزامی بوده است. لیست کار ترامپ قبل از استخدامش به او نشان داده شده، و او با قبول آن وظایف، به ریاست جمهوری رسیده است. تصرف کل معادن جهان، و پادشاهی کل جهان، برنامۀ استراتژیک صهیونیست های آمریکاست. و این را با شیوه های متفاوت، و گام به گام پیاده می کنند. این برنامۀ تغییر ناپذیر را همواره باید در تحلیل ها بیاد داشت.
در این میان، با وجود رژیم اشغالگر و آپارتاید اسرائیل که شریک آمریکا دراین طرح است خاورمیانه به ویژه وطن عزیزما از جایگاه ویژه و حساسی برخورداراست.
امروز نه فقط ایران، بلکه تمام جهان در معرض خطر جدی جنگ و گسترش این زیاده خواهی قرار دارند. از این رو دادن آدرس غلط، و انداختن نور افکن بر ترامپ، کمکی به پنهان کردن ، طراحان واقعی این تهاجم جهانی، و پنهان کردن چهرۀ واقعی امپریالیسم است. و این شامل تمام آنانی که از دادن نام امپریالیسم در مقالات خود هستند نیز شود.
یاد آور می شویم که نظام های سلطه گر غرب و شرق که تمایلی به وجود ایرانی مستقل و آزاد و رشد یاب نداشته و ندارند، هرگز انقلاب ضداستبدادای-استعماری مردم ایران را نبخشیده اند.
یک انقلاب رنگی تمام عیار، به رنگ سیاه را به نام انقلاب ضد استعماری و ضد استبدادی معرفی کردن، رنگ کردن گنجشک و بجای قناری فروختن است. با تکیه بر آمال، ضد استعماری و استبدادی، موج سواری کردن و آن را، به نفع استعمار امتی خواه انگلیس تا به امروز ادامه دادن را نمی توان با نام های فوق ، نجات داد.
از فردای انقلاب، با توطئه های بسیار، از تغییر درماهیت اهداف انقلاب؛ استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی به مثابه میزانی برای رشد- تا تحمیل ولایت مطلقه به جای ولایت جمهوری
مردم، تشویق وابستگان دست نشانده به درگیری های داخلی، نفوذ در ارکان کشور، تحمیل جنگ، تحریم های گسترده، به تقابل با استقرارنظامی مردمسالار که حافظ حقوق ملی ایران و شهروندان آن باشد که نهایتا منجر به تحولی در منطقه خواهد شد برآمدند.
«ولایت جمهوری، در ادبیات سیاسی موجود نیست!»
شعار ارتش برادر ماست خمینی رهبر ماست، چند روز قبل از انقلاب، دقیقا وضعیت این انقلاب را قبل از تولد، افشا می کرد. و سازش و تحویل حاکمیت را، از یک خودی به یک خودی دیگر، توسط استعمار گران روشن. در نتیجهف تغییر بنیادی در بین نبوده که از آن انتظار مردم سالاری را داشت.
نتیجه چهل واندی سال این تقابل و مدار بسته که نیاز نظام سلطه از یک سو و استبداد تحمیلی به انقلاب ایران از دیگر سو می باشد، وضعیتی است که امروز، ایران و ایرانیان بدان دچار و درگیرند.
نظام ولایت مطلقه که با کودتا علیه جمهوریت نظام، با نقض اصل حاکمیت ملی، استبداد فاسد و فاسد پروری را با سپردن قدرت به الیگارشی رانت خوارن ضدملی بر مردم ایران تحمیل کرده است از محورهای این مدار بسته می باشد
.اساسا تمام فعالیت های سیاسی وابسته به کل مذاهب، جز نقاب دروغ چیز دیگری نبوده و نیستند. آنان همگی با توسل به نقاب دروغ ، و فریب توده های مردم، همگی ، پنهانی از حامیان امپریالیست ها و افراد آنان هستند. روح اله خمینی، ولایت فقیه را جزو ارگان این حاکمیت می دانست و قبول ولایت کرده بود. ولایت از اشکال هرمی و سلطه استعماری است. لذا این انقلاب به دست وابسته گان به امپریالیسم انگلیس رهبری و پنجاه سال حکومت کرد و برای گسترش سلطۀ انگلیس در جهان، به دنبال سیاست امتی فعال شد. اقتصاد ایران زمان روح اله خمیتی به اطاق بازرگانی اسگر اولادی های سپرده شد. و خانۀ کارگر ، که ضد کارگر بود ، در زمان روح اله خمینی تاسیس شد. ترجیح کوخ نشینان ، متناقض با اصل باورهای حاکمیت بود.
هموطنان
نظم جدید دلخواه آمریکا و اسرائیل که با حیات ملی وطن ما در تضاد کامل است بدون همکاری آشکار و یا پنهان نظام ولایت مطلقه و عناصرنفوذی و وابستگان، امکان پذیر نیست. از این رو هرگونه تحرک در ایران شایسته دقت و هشیاری بالایی است.
نظم جدید، که دنبالۀ همان قدیم است، در تضاد کامل با منافع و زندگی تمام زحمتکشان جهان است . چون از بنیان امپریالیسم جهانخوار نفس می کشد. و تمام ادیان فعال سیاسی و چه غیر سیاسی، نیز بخشی از همین امپریالیسم هستند.
امروزکه دراثرنزدیک به نیم قرن حاکمیت ولایت مطلقه، وخامت وضعیت اقتصادی، سیاسی – اجتماعی در ایران به نقطه جوش رسیده است و بخشی از هموطنان ناراضی در اقصا نقاط کشور دست به جنبش های اعتراضی زده اند هر گونه تحریک و خشونت ورزی، خواه از سوی معترضین و خواه نیروهای سرکوب در راستای توقعات مداخله گرانه سلطه گران است.
تا به دیروز نزدیک به 50 کشته و بسیاری زخمی درمبارزات بدون خشونت مردم اعلان شده است. شاید 5 نفر هم از نیروهای مسلح کشته شده باشند. نزدیک به 2000 نفر تا به حال دستگیر شده اند. که سر نوشت آنان معلوم نیست. این رژیم هرگز از سلطنت خود به هیچ قیمتی اجازه ندارد که عقب بکشد. برنامۀ صهیونیست های آمریکا ، تحمیل نظام های مذهبی به ملل، برای عقب بردن آنان بوده است. آمریکا بسیار ترجیح می دهد ملایان مطیع را داشته باشد تا رضا پهلوی. منتها ملایان به دنبال اوامر ارباب انگلیسی خود هستند. و انگلیس اگر چه همگار آمریکا، ولی رقیب سر سخت آن نیز هست. انگلیس از دادن فلسطین به اسرائیل پشیمان است. و خواهان پس گرفتن آن از طریق امتی کردن منطقه بوده است. بزرگترین معادن نفت و گاز ساحل غزه، چیزی نیست که بتوان چشم ها را بر آن بست. تمام این مسائل خود حاوی خشونت حد اکثری است. چون کشتار در غزه.
سخنی با نیروهای نظامی و انتظامی و آنان که کار سرکوب معترضین را بر عهده دارند
بنا برقاعده کارنیروهای نظامی تضمین تمامیت ارضی و دفاع از مرزهای کشور در برابر تجاوز بیگانه و وظیفه نیروهای انتظامی و پلیس، تامین امنیت، صیانت از حقوق شهروندی و کرامت شهروندان می باشد. بکار گرفتن شما فرزندان وطن، در سرکوب پدران، مادران و خواهران و برادرانتان خلاف وظیفه و تعهد شما است. در این روزهای حساس به فکر وطن و حیات ملی ایران باشید. شرکت در سرکوب، حمله به معترضین بی دفاع (نظیر آنچه که در بیمارستان ایلام و سینا در تهران واقع شد) یاری رساندن به نظام سلطه در اجرای طرح ویرانگر خویش است. ضروری است که از این گونه برخوردها با جدیت تمام پرهیز شود.
شما خود را جای یکی از افراد نیروی مسلح بگذارید. او تعلیم یافته، و حقوق بگیر، دفاع از این رژیم است. با تکیه به کدام نیروی متشکل و واحد مردمی، آتش را متوقف کند؟ شما جان و زندگی و آیندۀ او را بدون دادن کوچکترین جایگزینی متشکل مردمی، از او می خواهید! ممکن است افرادی آگاه در میان نیروهای مسلح از جانشان بگذرند، ولی تغییر جهت به نفع مردم، نیازمند دینامیت بسیار قوی تر واقعی در عرصۀ زندگی است .
سخنی با هموطنانی که از استبداد به تنگ آمده اند،
بنا برادعای سازمان اطلاعاتی اسرائیل- موساد– وآنچه که در شبکه های اجتماعی انتشار یافته است، عواملی وابسته به بیگانگان در راستای اجرای «نظم نو» آمریکا مترصد فرصتند تا ایران را به اغتشاش و آشوب بکشانند تا در سایه آن، «مداخله بشر دوستانه» را توجیه دخالت در ایران و تحمیل «نظم» مورد نظر خود بگردانند. حضور افراد مسلح وآنان که به اِعمال خشونت دعوت می کنند در بین معترضین نه از سراتفاق است ونه امری عادی. از این رو، لازم است هر گونه جنبش اعتراضی با هشیاری کامل درپرهیز از خشونت و خواسته های شفافی که بیانگر حقوق ملی، استقلال و آزادی و حفظ تمامیت ارضی کشور و عدم مداخله بیگانگان در امور داخلی ایران است همراه باشد.
برنامۀ صهیونیسم آمریکا، تغییر جغرافیای ایران به شکل نقشه هایی که همه بارها دیده اند است. ولی برای اجرای آن ، عجله ای ندارد. اگر ملایان مطیع شوند، و از انگلیس به آمریکا چرخش ایجاد کنند ، خواست کنونی صهیونیست ها انجام می شود. با سقوط ملایان ، برنامۀ کمر بند سبز زبگنیو برژینسکی خدشه دار خواهد شد. و کشور های اسلامی همه خواهان حاکمیت غیر مذهبی و فراتر از ان سوسیالیسم خواهند شد. از این رو با تمام کشته ایی که تا به حال ایران در صحنه داده، با اطاعت ملایان از آمریکا، باز هم آمریکا در کنار ملایان خواهد ماند. این جا مردم نیستند که خشونت ایجاد می کنند، این در گیری بین نیروهای انگلیس و آمریکا در ایران است که خط میدان را تعین می کنند.
عدم تعرض فیزیکی و بیانی به نیروهای سرکوب و دعوت از آنان به پیوستن به مردم و حقوقمدارشدن آنها از یک سو به خشونت زدایی از جو حاکم یاری می رساند.
و از دیگر سو مانع اجرای طرح نظام سلطه در امر ویرانسازی ایران خواهد شد.
نیروهای مصلح طبق دستور مافوق می توانند عمل کنند. مثل سال 1357 که سران ارتش آمریکایی ایران ، به دستور آمریکا عمل کردند. ساده نگری مسائل، راهی برای تغییر باز نمی کند. ممکن است، اینجا و آنجا ، فردی از آنان ، به مردم به پیوندد، ولی این یک گرایش عامی که روی آن حساب باز کرد نمی تواند بشود.
هموطنان:
مداخله خارجی بهنام «آزاد سازی ملتها» توهمی بیش نیست که نتایج زیانباری برای کشور و مردم و حقوق آنها دارد.
تجربه پیش روی ما، در عراق، افغانستان ،لیبی و سوریه بیانگر این امورو قاعده مهم است که:
۱– تغییر تحمیلی از بالا، جامعه را ازامکان کنش مطلوب سیاسی باز می دارد آن را به وضعیت وابستگی دائمی میکشاند.
در تمام کشور هایی که دارای تشکل سیاسی برای رهبری مبارزات ندارند، از طرف استعمارگران، به عنوان ملل صغیر و عقب مانده برخورد می شود. و هر آنچه را که به نفع خودشان باشد بر آنان تحمیل می کنند. این قانون زور است. هر که زوراش بیش ، نفعش بیش. اگر می خواهید آقای خود باشید ، باید برای ایجاد تشکل، که منبع قدرت است بجنگید.
۲– استبداد با حذف یک فرد(مستبد) ازمیان نمیرود، زیرا ساختارهای آن دست نخورده باقی میمانند و در رنگ وشکلی دیگر باز سازی می شود.
پس باید برای تغییر بستر دیکتاتوری زا، و ضد استعماری ، تشکل قدرتمند ضد استعماری ایجاد کرد.
و شمایان که باز، با توسل به مذهب، که اهرم استعماری است، دبیر خانه براه انداخته اید، چطور می خواهید برای استقلال ایران فعال باشید؟ ! لابد در آینده دوباره خواهان ورود به عرصۀ سیاسی می خواهد بشوید! استبداد و استعمار دو روی یک سکه اند. اگر در سال 1357 مردم نمی دانستند، حال همه می دانند ، که مذاهب برای سوء استفاده و تحمیق ملل مورد استفادۀ استعمار گران بوده و هستند. پس دیگر از زیر پر چم مذهب با مردم سخن نگویید.
۳– یا ملتی با تصمیم و اراده خویش، تغییر بایسته را انجام و سرنوشت خود را در دست می گیرد و یا سلطه گران برای آن، تصمیم گرفته و تغییر را در جهت منافع خود تحمیل می کنند.
مجامع اسلامی ایرانیان
مجامع اسلامی ایرانیان، که به احتمال قوی از لندن سخن می گوید، خود بخشی از حجم بزرگ استعمار است. ملت ایران، در این 50 سال از این رهنمود ها بسیار شنیده که به منجلاب کنونی سوقش داده است. و امروز از سیاست مذهبی روی گردان است.
لطفا پا را به میدان عمل گذارده و دست از فعالیت تحت نقاب استعماری مذهب، برداشته و برای خود در میدان واقعیت و شناخت عینی از شرایط ، راه مبارزه را بجویند.
این ملتی که بدون تشکل رهبری به خیابان آمده، دارد از زیر سلطۀ انگلیس ، به زیر سلطۀ آمریکا کشیده می شود. و چون دارای تشکل واحد رهبری مردمی نیست، در میدان تنهاست.
یاران مردم، هر یک جدا جدا، مردم را به شرکت در این مبارزه راهی میدان می کنند!
اگر کوچکترین عشقی به این ملت جان بر لب دارند، به پاس شجاعت و خلوص این ملت جان بر لب، با هم متحد شوند و با ارائه یک رهنمود واحد، آن را برای گرفتن عنان حاکمیتش در دست یاری کنند. ملت ایران در این جابجایی استعمار، نیازمند نیروی متحد خودی برای گرفتن اقتدار حاکمیت در دست خود است.
هر گز از یاد مبریم که استعمار 200 سالۀ ملت ایران توسط اعراب، به زور شمشیر، و کشتار عظیم ایرانیان، و عقب راندنشان از تمدن باستانی، با بهانۀ گسترش اسلام بوده است. و ایرانیان در این مدت طولانی هنوز در جنگ برای حقانیت تمدن خود هستند. درست است که استعمارگران همگی از ادیان برای پیشبرد استعمار بهره گرفته اند. ولی مسیحیت که برآمده از میترائیسم بوده ، به بالابردن فرهنگ و تمدن آنان کمک کرده است. ولی استعمار 200 سالۀ اعراب به ایران، فقط برای ملت ایران دنده عقب بوده تا به امروز.
دیروز در وین ، یک کرد عراقی ، قران پخش می کرد. پرسیدم این قران سلفی است ؟ گفت نه. فقط یک قران وجود دارد. فهمیدم که قران سلفی است و یکی گرفتم.
وقتی در خانه نگاه کردم، قران به زبان آلمانی، و چاپ دارلسلام لندن!
نیاز فوری استعمار گران به سرباز مجانی از میان جوانان مسلمان، دوباره به چاپ و پخش مجانی قران، با تبلیغ بهشت برین، که هر چند سال یک بار تجدید چاپ و پخش می شود!
جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، برابر با ۹ ژانویه ۲۰۲۶
دبیرخانه:
dabirkhaneh@majame.com
وبسایت:
جبهۀ جهانی ضد امپریالیست قدرت زنان
womens-power.farah-notash.com
www.farah-notash.com
Women’s Power